حلول ماه رجب المرجب گرامی باد
از امام صادق (ع) نقل شده که حضرت محمد (ص) فرمود: رجب ماه استغفار امت من است، پس در این ماه طلب آمرزش کنید که خداوند آمرزنده و مهربان است و رجب را «اصب» میگویند زیرا که رحمت خداوند در این ماه بر امت من بسیار ریخته میشود پس بسیار بگوئید استغفر الله و اسئله التوبة. (1)
۱۳ رجب سالروز ولادت با سعادت اولین اختر تابناک امامت و ولایت امام علی (ع) و روز پدر بر همه شما عزیزان مبارک باد

رسول اکرم (ص) فرموده اند:«رجب ماه بزرگ خداست و هیچ ماهی در حرمت و فضیلت به پایه آن نمی رسد و قتال با کافران در این ماه حرام است، آگاه باشید که رجب ماه پروردگار است و شعبان ماه من و ماه رمضان ماه امت من است و اگر کسی در ماه رجب حتی یک روز روزه بدارد خدا را از خود خشنود ساخته و خشم الهی از او دور میگردد .» (1)

میلاد با سعادت مولود كعبه امير المؤمنين (عليه السلام) بر شيعيان مباركباد
كدام مولود چون « على » ، در كعبه چشم به جهان گشوده است ؟
كدام ميلاد ، چون « سيزده رجب » گوهرى در صدف هستى به جهان داده است ؟
كدام مادر ، چون على زاده است ؟
13 رجب ميلاد فرخنده گوهر ولايت در صدف كعبه است .
مولودى كه محبتش ، دلهاى عاشقان فضيلت را روشن ساخته ، ومولايى كه ولايتش كيمياى دگرگون ساز دلها وزندگيهاست وگنج « على دوستى » ، عطيه اى الهى در قلوب شيعيان است .
امروز ، آسمان نور باران مى شود .
امروز ، فضا عطر آگين مى گردد .
امروز ، فرشتگان تهنيت گويان هبوط مى كنند .
امروز ازليت با ابديت در مى آميزد و وجود معنى مى يابد .
كعبه تا كنون چنين به خود نباليده وآبرو نيافته .
امروز ، خانه خدا ، خدايى مى شود
امروز ، على از عرش مى آيد .
اى افلاكيان فر ش گل بياوريد ، آسمان را آذين كنيد .
ياور بهترين خلق خدا وهمسر بانوى دو عالم مى آيد .
امروز ، فقط پرگار خلقت ، آدميت را سر بلند مى كند .
دليل هستى عالم ، زمين را مفتخر مى كند .
امروز ، آينه ، رنگ خدا مى گيرد ، وترنم حق به گوش مى رسد .
امروز ، واژگان عدل و آزادى و جوانمردى و شرف معنا مى گيرد .
امروز ، خدا شناخته مى شود .
امروز ، على مى آيد .

از امام صادق (ع) نقل شده که حضرت محمد (ص) فرمود: رجب ماه استغفار امت من است، پس در این ماه طلب آمرزش کنید که خداوند آمرزنده و مهربان است و رجب را «اصب» میگویند زیرا که رحمت خداوند در این ماه بر امت من بسیار ریخته میشود پس بسیار بگوئید استغفر الله و اسئله التوبة. (1)
۱۳ رجب سالروز ولادت با سعادت اولین اختر تابناک امامت و ولایت امام علی (ع) و روز پدر بر همه شما عزیزان مبارک باد

رسول اکرم (ص) فرموده اند:«رجب ماه بزرگ خداست و هیچ ماهی در حرمت و فضیلت به پایه آن نمی رسد و قتال با کافران در این ماه حرام است، آگاه باشید که رجب ماه پروردگار است و شعبان ماه من و ماه رمضان ماه امت من است و اگر کسی در ماه رجب حتی یک روز روزه بدارد خدا را از خود خشنود ساخته و خشم الهی از او دور میگردد .» (1)

میلاد با سعادت مولود كعبه امير المؤمنين (عليه السلام) بر شيعيان مباركباد
كدام مولود چون « على » ، در كعبه چشم به جهان گشوده است ؟
كدام ميلاد ، چون « سيزده رجب » گوهرى در صدف هستى به جهان داده است ؟
كدام مادر ، چون على زاده است ؟
13 رجب ميلاد فرخنده گوهر ولايت در صدف كعبه است .
مولودى كه محبتش ، دلهاى عاشقان فضيلت را روشن ساخته ، ومولايى كه ولايتش كيمياى دگرگون ساز دلها وزندگيهاست وگنج « على دوستى » ، عطيه اى الهى در قلوب شيعيان است .
امروز ، آسمان نور باران مى شود .
امروز ، فضا عطر آگين مى گردد .
امروز ، فرشتگان تهنيت گويان هبوط مى كنند .
امروز ازليت با ابديت در مى آميزد و وجود معنى مى يابد .
كعبه تا كنون چنين به خود نباليده وآبرو نيافته .
امروز ، خانه خدا ، خدايى مى شود
امروز ، على از عرش مى آيد .
اى افلاكيان فر ش گل بياوريد ، آسمان را آذين كنيد .
ياور بهترين خلق خدا وهمسر بانوى دو عالم مى آيد .
امروز ، فقط پرگار خلقت ، آدميت را سر بلند مى كند .
دليل هستى عالم ، زمين را مفتخر مى كند .
امروز ، آينه ، رنگ خدا مى گيرد ، وترنم حق به گوش مى رسد .
امروز ، واژگان عدل و آزادى و جوانمردى و شرف معنا مى گيرد .
امروز ، خدا شناخته مى شود .
امروز ، على مى آيد .![]()

میلاد حضرت ام ابیها ، فاطمه ی زهرا بر همه ی جهانیان مبارک باد
فکر کنم این خبر دیگه قدیمی شده باشه ولی با این وجود هنوز خیلی ها نمی دونند .
گوگل تو اقدام جدیدی که انجام داده توی سایتش به جای خلیج فارس از عنوان Arabian Gulf استفاده کرده اگه که می خواید این نام دوباره به persian gulf تغییر پیدا کنه پس روی لینک زیر کلیک کنید و عبارت persian gulf رو تایپ کنید :
http://www.petitiononline.com/sos02082/petition.html
برای اینکه وارد قسمت ثبت نظر بشید روی قسمت click here to sing in petetion کلیک کنید.
استحمار قدیم، برای اینکه هم از خودآگاهی انسانی و هم از خودآگاهی اجتماعی غافل کند، می خواهد تیپی درست کند كه ایده آلش تا نوک بینی باشد. یک ریش جلو، یک چادر عقب، یک کتاب دعا، یک مسجد، یک حرم، یک کربلا، یک حج، یک نماز و یک روزه، تمام ! دنیا و آخرت همه تأمین !برو دنبال کارت ! این تیپی است که آن استحمار قدیم درست می کند. فارغ از دغدغه دنیا و آخرت وفارغ از هرگونه مسئولیتی و حتی فارغ از هرگونه دلهره ی جنایتی!و تیپ جدید: یک خانم، یک آقا، یک اتومبیل، یک کلینکس(دستمال کاغذی!)، یک مقدار قرض، تمام این منحنی اش بسته می شود.
آنها مي خواهند ما از آن قالب قدیم در بیاییم، می اندازمان در قالب جدید؛ از یکجا عصیان کنیم،در جای دیگر سرمان را بند می کنند. یک جایی نفی کنیم، جای دیگر به زانومان در می آورند. یک جایی را متوجه می شویم، جای دیگری غافلمان می کند. در یک جنگ زرگری دستشان را می خوانیم، زود یک جنگ دیگر در کنارش مطرح می کند و ما را می کشاند. بنابراین نسل ما با این شدت اسیردست قدرت هایی است که، به همان سادگی که از مواد ساده، پلاستیک می گیرند(به هر شکل که اراده کنند، استاندارد شده) می توانند نسل ما را هم به هر شکلی كه بخواهند بسازند آن هم در سطح جهانی! بنابراین استاندارد هم دارند آن هم در سطح جهانی و لذا تصمیم هم دارند آن هم در سطح جهانی !
این است که ما جوجه های ساده و غافلی که با یک چیز کوچک، عقده پیدا می کنیم، با یک چیز کوچک جذب می شویم، با چیزهای کوچکی ناراحت می شویم و غم هایمان، دردهایمان، غصه هایمان،ایده آل هایمان بسیار اندک است، چگونه می توانیم مطمئن باشیم که اسیر این قدرت های پیچیده وچشم بندی های بسیار وحشتناک که حتی هوش را می رباید، نباشیم و آزاد و مستقل شویم و دچار استحمار قدیم با جدید نباشیم؟ خیلی دشوار است. ولی من چنین فکر می کنم که هر مساله ای که در پیرامونمان مطرح است چه فردی و چه اجتماعی، چه به صورت علم و چه به صورت ادب، چه به صورت مساله اجتماعی و چه به صورت مساله اخلاقی، چه بصورت هنر و چه بصورت فلسفه وچه زیبایی شناسی، چه به شکل دین و چه به شکل بی دینی، همه و همه، اگر ببینیم که در مسیرخودآگاهی انسانی یعنی توجه به خویشتن خویش و در مسیر خودآگاهی اجتماعی یعنی احساس مسئولیت در زمان و در جامعه، از توجه من به مجموعه ای که وابسته به آن هستم، نباشد، نامش وعنوانش هر چه باشد ولو هر قدر هم حق و مقدس، استحمار است، استحمار کهنه یا استحمار نو.

سالروز آزادسازی خرمشهر را گرامی می داریم

عملیات بیتالمقدس و آزادسازی خرمشهر
وضعیت سیاسی- نظامی کشور در مقطع عملیات بیتالمقدس
بازتاب عملیات بیتالمقدس و آزادسازی خرمشهر
وضعیت سیاسی- نظامی کشور در مقطع عملیات بیتالمقدس
- از نیمه دوم سال 60 جمهوریاسلامی توانست پس از سر و سامان دادن به نیروها سلسله عملیاتهای آزادسازی را آغاز نمایند: عملیات ثامنالائمه (مهر 1360) که منجر به شکست حضر آبادان شد، عملیات طریقالمقدس (آذر60) که نتیجه آن آزادسازی شهر بستان و حدود 600 کیلومتر مربع از خاک ایران بود. و عملیات فتحالمبین (فروردین 61) که آزادسازی 2200 کیلومترمربع از خاک کشور را در پی داشت. ضعیف داخلی کشور با انهدام بقایای ضدانقلاب به تدریج رو به بهبودی و ثبات میرفت. اما اوضاع منطقه به دلیل نگرانی آمریکا از نتایج ناشی از پیروزی ایران بر عراق به گونهای آشکار ملتهب بود.
- در این مقطع زمانی، مناسبات اعراب و اسرائیل با آمادگی اسرائیل برای تهاجم به جنوب لبنان در وضعیت حساسی قرار داشت.
- عملیاتیها آفندی سابق نتایج مهمی به بار آورد. این نتایج که عملاً زمینه انتخاب منطقه عملیاتی غرب کارون را برای عملیات بیتالمقدس فراهم آورد عبارتست از: 1- انهدام بخش قابل توجهی از نیروهای دشمن. 2- آزادسازی بخش مهمی از مناطق اشغالی در جنوب کشور. 3- آزادسازی نیروهای پدافندی خودی در مناطق اشغالی. 4- افزایش توان طرح ریزی و عملیات رزمندگان اسلام.
- انتخاب منطقه عمومی غرب کارون برای آزادسازی خرمشهر و مراکز مهم و حیاتی آن طی یک روند تکاملی صورت پذیرفت که در این مرحله دشمن تدریجا منهدم شده و بویژه از نظر روحی در وضعیت به شدت بحرانی قرار داشت.
- آزادسازی خرمشهر در آن مقطع زمانی از اهمیت فوقالعادهای برخوردار بود و لذا این منطقه در شرایط زمانی مذکور، بهترین و مهمترین منطقه جهت ادامه سلسله عملیاتهای آفندی بود.
خرمشهر بهعنوان استراتژیکترین نقطه در مناطق درگیری محسوب میگشت که اشغال آن از یک طرف برای عراق به عنوان برگ برنده و نقطه اتکای استراتژیک محسوب میشد و از طرف دیگر برای ایران آزادسازی آن به منزله بستن راه نفوذ عراق به خوزستان و در ادعای بیاساس و واهی عراق درباره آن بود.
- منطقه عملیاتی عملیات بیتالمقدس، شامل منطقه عمومی جنوب غربی اهواز و غرب رودخانه کارون است که در میان چهار مانع طبیعی محصور است؛ از شمال به رودخانه کرخه کور، از جنوب به رودخانه اروند، از شرق رودخانه کارون و از غرب به هورالهویزه و شط العرب منتهی میشود.
- اهمیت استراتژیکی منطقه موجب شده بود تا آن منطقه عمیقا مورد توجه فرماندهان نظامی عراق قرار بگیرد. استعداد و آرایش نیروهای عراقی نشان میداد که عراق مصمم است با تمام قوا در این منطقه مقاومت کند؛ ضمن اینکه عمق و عرض زمین منطقه و نبودن ناهمواری امتیاز برای نیروهای عراق به شمار میرفت تا با اتکا به یگانهای زرهی و مکانیزه بتوانند در این منطقه به خوبی مانور کنند.
- مهمترین محدودیتی که عراق در این منطقه با آن روبرو بود دفاع از سرزمین نسبتاً وسیع و عریض بود در حالی که از نظر نیروی انسانی دچار کمبود بود. لذا قوای خود را به تناسب نقاط استراتژیک، حیاتی و مهم جفیر و خرمشهر متمرکز کرده و در تدبیر پدافندی خویش بیش از همه به حفظ خرمشهر و بصره اهمیت داده بود.
- از دیدگاه نظامی اهداف عملیات بیتالمقدس شامل: 1- انهدام نیروهای دشمن و تهدید بصره به منظور وادار ساختن عراق به پرداخت خسارت جنگ. 2- آزادسازی خرمشهر با نظر به اهمیت استراتژیک و سیاسی آن. 3- خارج کردن شهرهای اهواز، سوسنگرد و حمیدیه و جاده اهواز- آبادان از برد توپخانه دوربرد دشممن. 4- ترمیم مرز بینالمللی و آزاد کردن جاده مواصلاتی اهواز- خرمشهر. اموریت ابلاغ شده از قرارگاه مرکزی کربلا بهعنوان قرارگاه فرماندهی عملیات به این شرح بود:
- نیروهای مسلح جمهوریاسلامی ایران متشکل از سپاه پاسداران و نیرویزمینی ارتش ماموریت دارند که در ساعت «س» روز «ر» در منطقه عمومی جنوب رودخانه کرخه و غرب رودخانه کارون تک نموده و ضمن انهدام نیروهای موجود دشمن و آزادسازی شهرهای خرمشهر و هویزه خط مرز بینالمللی را تامین نموده و از حمله مجدد احتمالی به کشور اسلامی جلوگیری نمایند. (از خرمشهر تا خونینشهر/ محمد درودیان / مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه)
- پس از جسلههای مختلف و بحث و بررسی و تبادل نظر بین فرماندهان سپاه و ارتش، عبور از رودخانه کارون بهترین شیوه غافلگیری انتخاب شد. چرا که دشمن گمان نمیبرد که نیروهای ایرانی توان و قدرت عبور از رودخانه را داشته باشند. پس از کامل شدن طراحی عملیات سه قرارگاه قدس، فتح، و نصر تشکیل شدند و قرارگاه مرکزی کربلا فرماندهی کل عملیات را بر عهده گرفت. قرارگاه قدس ماموریت یافت در شمال منطقه عملیاتی (رودخانه کرخه) به دشمن حمله کند و با مشغول نگاه داشتن عراقیها در شمال منطقه عملیاتی، دو قرارگاه دیگر برای عبور از رودکارون با مشکلات کمتری روبرو شوند. در این جبهه قرارگاه قدس باید با لشکر 5 مکانیزه و لشکر 6 زرهی عراق میجنگید. نفوذ در جبهه دشمن بدلیل موانع زیاد ایجاد شده توسط عراق در این منطقه کار سادهای نبود.
- قرارگاه فتح در بخش میانی ماموریت داشت تا از رودخانه کارون عبور کند و نیروهای خود را به جاده اهواز- خرمشهر که 15 تا 20 کیلومتر از رودخانه فاصله دارد برساند. زمین هموار از کارون تا جاده اهواز- خرمشهر باعث میگردید اگر دشمن اقدام به پاتک کند نیروهای ایران به شدت آسیبپذیر باشند. لذا قرارگاه فتح باید در همان شب اول فاصله 15 تا 20 کیلومتری کارون تا جاده را طی میکرد و پشت جاده مستقر میشد.
- پایینتر از منطقه عملیاتی قرارگاه فتح، نیروهای قرارگاه نصر وارد عمل میشدند؛ آنها باید از کارون عبور میکردند و سپس برای آزادسازی خرمشهر و رسیدن به مرزهای بینالمللی با دشمن درگیر میشدند.
عبور از رودخانه کارون و ایجاد جبهه گسترده و حمله بهعنوان طرح عملیات به یگانهای مختلف اعلام گردید. رمز موفقیت این طرح در غافل گیری دشمن و نیز آگاهی طراحان نظامی این طرح از نقاط قوت و ضعف ارتش عراق بود.
- در همین ایام مردم فلسطین مورد یورش رژیم صهیونیستی قرار گرفته بودند. بههمین خاطر، فرماندهی قرارگاه کربلا، نام «الیبیت المقدس» را برای عملیات برگزید و نیز به سبب همزمانی عملیات با میلاد حضرت امیرالمومنین(ع) رمز عملیات «یا علی بن ابیطالب علیهالسلام» در نظر گرفته شد.
مرحله اول عملیات در ساعت 30دقیقه بامداد 10 اردیبهشت 1361 در غرب کارون آغاز شد. 25 دقیقه بعد از آغاز عملیات تیپ 25 کربلا، اولین یگانی بود که با دشمن درگیر شد و تا ساعت 3بامداد تمامی یگانها در نقاطی که در نظر گرفته شده بود، درگیر شدند.
- نیروهای قرارگاه قدس (محور شمالی عملیات) در پنج نقطه با دشمن درگیر شدند. نیروهای قرارگاه فتح بلافاصله پس از عبور از رود، در غرب کارون به انهدام دشمن پرداختند و به سرعت خود را به جاده اهواز- خرمشهر رساندند.
- نیروهای قرارگاه نصر از همان لحظات اول عملیات درگیر شدند. تاخیر در پیشروی، باتلاقی بودن کنارههای جاده اهواز- خرمشهر و تمرکز نیروهای تیپ 8 مکانیزه و تیپ 6 زرهی عراق در این منطقه، سبب شد تا قرارگاه نصر به هدف خود نرسد و جنگ به روز بکشد. در بخشی از این جبهه، نیروها تا ساعت 3 بعد از ظهر مقاومت کردند و به ناچار تا حدودی عقبنشینی نمودند.
- حسن باقری (افشردی) فرمانده قرارگاه نصر بعدها در مصاحبهای درباره مرحله اول عملیات گفت: «... برادران رزمنده ما توانستند آن شب (شباول) در دل تاریکی با شناساییهای دقیق که قبلاً انجام داده بودند، حتی از جاده آسفالت اهواز- خرمشهر هم رد میشوند و در آنجا با لشگر 3عراق که نیروی احتیاط بود، درگیر شده و بیش از پنجاه درصد واحدهای آنان را منهدم کنند. این از نظر نظامی حایز اهمیت است و شاید مستشاران نظامی خارجی هم نتوانند توان و جرات چنین عملیاتی را تحلیل کنند. (همپای صاعقه/ گلعلی بابایی، حسن بهزاد/ لشگر 27 محمد رسولالله(ص))
- سرهنگ عراقی «رضا البصری» هم در خاطرات خود درباره روزهای آغازین عملیات مینویسد: توپخانه ما به شدت آنجا (کنارههای رودخانه کارون) را زیر آتش داشت. آنها تجهیزات خود را به سرعت، از رودخانه کارون عبور دادند و همین مساله ترس شدیدی در دل سربازان ما به جای گذاشت،» (همان).
- ساعت 30: 23 شب 16اردیبهشت، مرحله دوم عملیات آغاز شد. در این مرحله پیشروی نیروهای رزمنده ایرانی به سوی نوار مرزی، از جاده اهواز- خرمشهر در ناحیه غرب کارون آغاز گردید.
- همزمان با مرحله دوم، لشگر 6 عراق به محاصره و انهدام تهدید میشد. در این مرحله نیروهای ایرانی توانستند در هفده کیلومتر از نوار مرزی استقرار یابند و نیروهای عراقی از جفیر، کرخه کور، هویزه و پادگان حمید عقبنشینی کردند و در محور شلمچه- خرمشهر متمرکز گردیدند، مرحله سوم عملیات در روز 19اردیبهشت 61 توسط نیروهای قرارگاه فتح و نصر آغاز شد. حضور پرشمار نیروهای عراقی در منطقه شلمچه و همچنین خستگی روزافزون نیروهای خودی مانع پیشروی اساسی در این مرحله شد. لذا نیروهای ایرانی پس از مقداری پیشروی، در سه کیلومتری خرمشهر استقرار یافتند.
در مرحله سوم اگر چه اهداف مورد نظر بهطور کامل تأمین نشد، ولی شمار بسیاری از نیروهای عراقی منهدم شدند و اطلاعاتی نیز از چگونگی آرایش دشمن به دست آمد که مقدمه طرح مرحله چهارم عملیات بود. ؟؟؟ یکشنبه اول خرداد 1361، مرحله چهارم عملیات آغاز شد. یگانهای قرارگاه فتح پس از درگیری با دشمن و پیشروی موفق شدند خود را به پلیس راه خرمشهر برسانند. نیروهای قرارگاه فجر نیز پل نو را تصرف و به سوی اروند پیشروی کردند.نیروهای قرارگاه نصر نیز در امتداد مرز، ضمن پیشروی و پاکسازی منطقه، به سوی جنوب به حرکت در آمدند. مقاومت عراقیها به ویژه در پل نو، به منظور نگه داشتن عقبه نیروهای خود، نتیجهای در بر نداشت. محاصره شهر لحظه به لحظه تنگتر میشد و تعداد نیروهای عراقی که دستهایشان را بر سر گذارده و آماده اسارت بودند هر لحظه بیشتر میشد؛ به گونهای که خلبان هلیکوپتر هوا نیروز از فراز شهر اینگونه گزارش میکرد: «تا چشم کار میکند توی خیابانها و کوچههای خرمشهر، عراقیها صف بستهاند و دستها بر سر منتظر اسارتند.» در سوم خرداد 61، برخلاف تصور دشمن، رزمندگان ایران اسلامی در ساعت 13 از دروازههای غربی و شمالی و از همان محوری که دشمن وارد خرمشهر شده بود وارد شده و شهر خرمشهر پس از 575 روز آزاد شد.
- در عملیات بیتالمقدس 5400 کیلومتر مربع از سرزمینهای اشغالی ایران آزاد شد و دشمن برای اجتناب از تلفات بیشتر و حفظ ارتش خود و همچنین حفظ بصره با سرافکندگی از خاک ایران عقب نشست و به این ترتیب پس از 9ماه از آغاز عملیاتهای آزادسازی، عمده مناطق اشغالی آزاد گردید.
- عراق پیش از این به دلیل وضعیت سیاسی داخلی ایران و نتایج سلسله عملیاتهای ناموفقی که در پاییز و زمستان سال 1359به فرماندهی بنی صدر انجام گرفته بود، از نظر استراتژیکی در غفلت کامل بسر میبرد، تا آن جا که بسیاری از مقامهای عالی رتبه عراق در طول تابستان 1981میلادی (1360ش) کاملاً متقاعد شده بودند که دولت ایران تا پاییر همان سال سقوط خواهد کرد.
- پیدایش وضعیت جدید به منزله شکست استراتژی عراق مبنی بر تحمیل صلح با حفظ قلمرو اشغالی بود. به همین دلیل بدیهی بود که دولت عراق با اعلام عقبنشینی از سایر مواضع اشغالی، امکان افزایش حمایت جهانیان از خود و در مقابل فشار بر ایران برای تغییر موازنه سیاسی نظامی به نفع خود را فراهم آورد.
بازتاب عملیات بیتالمقدس و آزادسازی خرمشهر
- رادیو بی بی سی: گفته میشود ارتش عراق بوسیله مینگذاری و ایجاد شبکههای زیرزمینی و بلندیهایی به منظور استقرار توپخانه در خرمشهر مستقرند و کاملاً واضح است که صدام حسین قصد دارد به هر نحو ممکن از تصرف خرمشهر توسط نیروهای ایرانی، جلوگیری کند.
- با آغاز عملیات بیتالمقدس تایمزمالی نوشت: «خرمشهر کلید پیروزی جنگ است. این شهر نشانه پیروزی عراق و مظهر مقاومت سرسختانه ایران است.»
- اهمیت این شهر چنان بود که صدام برای حفظ آن بسیاری از نیروهایش را از محورهای دیگر عقب میکشید تا خرمشهر را با چنگ و دندان حفظ کند.
- با آغاز مرحله اول و آزاد شدن قسمتی از خاک میهن اسلامی، آژانسهای خبر پراکنی به تکاپو میافتند تا با وارونه جلوه دادن حقیقت، پیروزیهای ایران را خنثی و کم اثر جلوه دهند.
- در حالی که همه چیز حاکی از آن بود که ارتش عراق قسمت زیادی از اراضی ایران را از دست داده و راه فرار در پی گرفته، ولی رسانههای غربی با تبلیغات گسترده اعلامیههای شورای فرماندهی عراق را پخش کرده و کمترین اشارهای به پیروزیهای ایران نمیکنند. حتی مدعی میشوند که ادعاهای پیروزی ایران واقعیت نداشته و شواهد چنین چیزی را نشان نمیدهد.
- در آستانه ورود قوای ایران به خرمشهر بخش فارسی رادیو بغداد مکرر اعلام میکند: «دفاع از خرمشهر دفاع از بصره است و آبروی امت عربی در گرو دفاع از خرمشهر است. این رادیو تلاش میکند سربازان وحشت زده عراقی را به مقاومت وادار کند.»
- رادیو بی بی سی: «حوادث چند روز اخیر دیگر نمیگذارد ادعاهای عراق دایر بر عقبنشینی طبق برنامه، سرپوشی بر دامنه شکست این کشور به شمار میآید. ظرف دو ماه گذشته تقریباً تمام قوایی که در خوزستان موضع گرفته بودند، مجبور به عقبنشینی شدند. سقوط سریع خرمشهر به خصوص باعث سرافکندگی عراق گشته است. طبق تخصیص، 30 الی 40 هزار سربازان از این شهر دفاع میکردند و فاصله آن تا مرز چند کیلومتری بیشتر نبوده است.»
- عکسالعمل کشورها در برابر پیروزی رزمندگان اسلام، علاوه براینکه نشان دهنده غافلگیری آنها و همچنین عدم درک روشن آنها از ناتوانی آنها بود، بر این مهم نیز دلالت داشت، که طی مراحل مختلف جنگ و عملیات، قابلیتها و تواناییهای غیر منتظرهای از رزمندگان اسلام بروز کرده است.
- تحلیل محافل کارشناسی، ناظران، شخصیتها و مقامهای رسمی کشورها در مورد روند جدید در جنگ، نمایانگر نوعی غافلگیری و اظهار شگفتی همراه با نگرانی بود.
- همه نظرها و تحلیلهای ارایه شده بر این نکته تاکید داشت که پیروزی ایران درعملیات بیتالمقدس به عنوان نقطه عطف، میتواند سرنوشت جنگ را تعیین کند چنانکه روزنامه گاردین چاپ انگلیس این پیروزی را نقطه عطفی در جنگ میان کشور دانست. و روزنامه لوموند چاپ فرانسه نیز بر این مسئله تاکید کرد که نبرد خرمشهر سرنوشت جنگ را تعیین خواهد کرد.
- خبرگزاری آسوشیتدپرس سقوط خرمشهر را شکستی توهینآمیز و واقعی برای دولت صدام در جنگ 20ماهه ارزیابی کرد. رادیو لندن نیز به نقل از کارشناسان، پیروزی در خرمشهر را به عنوان یکی از بزرگترین پیروزیهای ایران بر شمرد. روزنامه نیویورک تایمز نیز عقبنشینی عراق را به عنوان بزرگترین شکست برای عراق در طول جنگ ذکر کرده است.
- در سایر تحلیلهایی که در مورد آثار ناشی از شکست عراق در عملیات بیتالمقدس مطرح میشد، به موضوعاتی همچون تحقیر ارتش عراق، از دست دادن مهمترین و بزرگترین انگیزه عراقها، در تیر رس قرار گرفتن مناطق نفتخیز عراق و توانایی ایران برای پیشروی به مرز داخل خاک عراق اشاره شده است.
- درباره ریشهیابی علل برتری نظامی ایران بر عراق و دستیابی نیروهای ایران به پیروزیهای درخشان، روزنامه لوس آنجلس تایمز نوشت: «استراتژی نظامی ایران بر عراق برتری داشته و ایرانیان حملات خود را با نیروی زیاد برصف عراقها در خوزستان وارد آوردهاند. علاوه بر این ایرانیان دارای روحیه ایثار و از خودگذشتگی و میل به شهادت بوده و با شوقی انقلابی برای آزادی سرزمینهایشان میجنگند و در مقابل، سربازان عراقی اعتماد به نفسشان را از دست دادهاند.»
- روزنامه واشنگتن پست عامل پیروزی ایرانیان را شیوه حملات زمینی ایران و تکمیل آن در مراحل مختلف دانست و تاکید کرد، عراقها هنوز یارای فراگیری آن را ندارند. مجله آلمانی اشپیگل نیز روحیه شهادتطلبی و تعصب را عامل پیروزیهای اخیر ایران دانست و مجله پاکستانی مسلم بر نقش ایمان و قدرت روحی تاکید کرد.
- در نخستین بررسیهای ریشهیابی علل دستیابی ایران به پیروزی سریع، آنچه بیش از هر عاملی دیگر مورد توجه قرار گرفت، موقعیت جدید نظامی ایران و برتری آن بر عراق بود. نتایج ناشی از این شکست میتوانست تأثیرات کاملاً آشکار و تعیین کنندهای را در داخل عراق و در سطح منطقه داشته باشد.
- روزنامه الاهرام چاپ مصر به نقل از کارشناسان نظامی، در مورد موقعیت عراق در جهان عرب و تأثیر رخدادهای جنگ بر منطقه نوشت: «عراق در دروازه شرقی جهان عرب قرار دارد و نتایج آنچه که در آن منطقه روی میدهد با سرعتی سرسام آور در سراسر منطقه عربی منعکس میشود. در جای دیگر همین روزنامه آمده است: «شکست عراق نه تنها موجب سقوط دولت و اشغال خاک این کشور خواهد شد، بلکه این به نوبه خود فاجعه بزرگی است و به سقوط پی در پی دولتهای خلیجفارس میانجامد.»
- خبرگزاری آسوشیتدپرس در منامه نیز با بررسی تأثیرات آزادی خرمشهر بر وضعیت سیاسی عراق و منطقه گزارش داد: «سقوط این شهر (خرمشهر) به دست ایرانیها سبب بهم ریختن رژیم صدام حسین و بروز مشکلاتی در سایر نقاط خلیج فارس خواهد شد.» توانایی نظامی ایران موجب تحول در صحنه نبرد شده و تاثیرات احتمالی آن در حوزه سیاسی در داخل عراق و در سطح منطقه مورد بررسی و توجه ناظران قرار گرفت. به این معنا، پیدایش نتایج ناشی از این وضعیت بیانگر منطق حاکم بر تغییر ماهیت جنگ بود.
- در حالیکه تصور میشد تجاوز نظامی عراق پایان بخش حیات سیاسی نظام انقلابی ایران خواهد بود، روند تحولات جنگ، اوضاع را به گونهای تغییر داد که سرنوشت سیاسی صدام و تداوم بقای دولت حاکم بر بغداد، در معرض ابهام و تردید قرار گرفت.
- پیدایش وضعیت جدید منجر به تغییر مواضع عراق، افزایش نگرانی آمریکا و اتخاذ مواضع و سیاستهای جدید در منطقه و برخورد با ایران و همچنین افزایش حمایت و گسترش تحرکات دیپلماتیک کشورهای عرب پشتیبان عراق شد. در این حال دولت عراق بر اثر درماندگی در برابر وضعیت جدید، به طور تلویحی نقش و موقعیت خود برای آمریکا و نیز جنگ نیابتی علیه ایران را یادآوری میکرد.
- خبرگزاری آسوشیندپرس در گزارشی اعلام کرد که عراقیها ادعا میکنند برای جلوگیری از گسترش انقلاب اسلامی (بنیادگرایی) ایران به عراق و کشورهای طرفدار غرب و کشورهای نفتخیز حوزه خلیجفارس از جمله عربستان و کویت، با این کشور میجنگند. این اعترافات عراقیها به نقش خود در تامین منافع غرب و کشورهای منطقه در حالی بیان میشد که دولت عراق برای خروج از وضع بحرانی پیش آمده به پشتیبانی و حمایت دوستان غربی و منطقهای خود نیاز داشت.
- عراقیها برخلاف مواضع قبلی خود- قبل از جنگ و قبل از شکست در تلاش برای تجزیه ایران و لغو قرارداد 1975الجزایر- در وضعیت جدید اعلام کردند که هیچگونه نظر توسعه طلبانهای به خاک ایران ندارند. در واقع این موضع گیریها در اثر وضعیت نامطلوبی بود که بعد از فتح خرمشهر گرفتار آن بود. و بیگمان تاکید عراق بر پایان دادن به جنگ و اتخاذ مواضع صلحجویانه میتوانست موقعیت سیاسی این کشور را بهبود بخشد.
راین مقطع در حالیکه عراق ادعای صلحطلبی میکرد جزیره خارک توسط هواپیمای عراقی بمباران شد و لذا این اقدام عراق را باید در چارچوب سیاستهای جدید آمریکا و به عنوان تهدید علیه ایران ارزیابی کرد.
- تغییر توازن در منطقه مهمترین نتیجهای بود که در صورت پیروزی ایران بر عراق، ایجاد میشد. پیدایش این وضعیت، اساساً با منافع حیاتی آمریکا در منطقه مغایرت داشت و به همین دلیل وزیر دفاع وقت آمریکا (کاسپارواینبرگر) بهطور رسمی اعلام کرد. «پیروزی ایران در جنگ عراق به نفع امریکا نخواهد بود.»
- مهار نتایج و تأثیرات پیروزیهای نظامی ایران و جلوگیری از سقوط احتمالی حکومت بعث عراق، هسته مرکزی و محور ثقل تلاشهای آمریکا در آستانه فتح خرمشهر و پس از آن بود. در چنین اوضاعی آمریکاییها تحولات ناشی از پیروزیهای اخیر ایران را حتی از درگیری حل نشده اعراب و اسرائیل، بالقوه خطرناکتر و مهمتر ارزیابی میکردند.
- تمایل آمریکا به برقراری آتشبس به معنی پایان عادلانه جنگ نبود. بلکه اساساً ادامه جنگ و پیروزی ایران بر عراق برضد منافع آمریکا بود و تنها راه تامین منافع آمریکا، پایان جنگ بودن برتری ایران بود.
- در این مرحله، تلاشهای دیپلماتیک آمریکا با هدف کنترل پیروزیهای ایران و حمایت از عراق طی تماس با برخی کشورهای عربی آغاز شد. آمریکاییها همچنین در تماس با کشورهای اسلامی ضرورت مهار فعالیتهای نظامی ایران را یادگیریآور شدند.
- کمکهای آمریکا به عراق در این مرحله علاوه بر حذف نام عراق از فهرست کشورهای به اصطلاح تروریست، شامل لغو تحریم فروش تجهیزات به عراق، توافق برای برقراری روابط دیپلماتیک، ترغیب مصر برای کمک نظامی به عراق، ترغیب کشورهای عرب به افزایش کمک مالی و حمایت سیاسی از عراق و کمک اطلاعاتی آمریکا به عراق بود.
- حمایتهای آمریکا از عراق با هدف افزایش اعتماد به نفس عراق برای حفظ و مهار اوضاع در برابر ایران، انجام گرفت که نتایج مهمی برای این کشور در پی داشت.

|
"فتح خرمشهر فتح خاك نيست، فتح ارزشهاي اسلامي است. خرمشهر شهر لاله هاي خونين است. خرمشهر را خدا آزاد كرد."
از بيانات رهبر کبير انقلاب اسلامی، امام خمينی (قدس سره) | |
|
در خيال خرمشهر که کنار کارون آرام نشسته بود، هيچ صداي خمپاره ای نبود. نخلستان هايش صدای چرخ های تانک را تا آن روز نشنيده بود، تا شهريور ماه 59 که خرمشهر، خونين شهر شد. پس از گذشت روزهای تاريک و پر دود اسارت، در سوم خرداد 1361 شهر از اشغال درآمد. خرمشهر نخل های سوخته، نخل های بی سر...
فتح خرمشهر (سوم خرداد 1361) در تاريخ جنگ ايران و عراق از اهميت ويژهاي برخوردار است. خبر آزادي خرمشهر آن چنان شگفتآور بود كه در سراسر ميهن اسلامي ما مردم را به وجد آورد. با اعلام خبر فتح خرمشهر مردم ايران بسان خانوادهاي بزرگ كه فرزند از دست رفته خود را باز يافته است اشكهاي شادي و شعف خود را نثار روح شهداي حماسهآفرين صحنههاي شورانگيز اين نبرد كردند. براي پي بردن به عظمت اين نبرد حماسي كافي است بدانيم كه نيروهاي متجاوز عراق پيش از نبرد سرنوشت ساز رزمندگان ما براي آزادي خرمشهر در اطلاعيهاي به نيروهاي خود دستور داده بودند كه دفاع از خرمشهر را به منزله دفاع از بصره، بغداد و تمام شهرهاي عراق محسوب دارند. همچنين تجهيزات و امكانات دفاعي دشمن در اين منطقه نشان ميداد كه عراق خرمشهر را به عنوان نماد پيروزي خود در جنگ به حساب آورده و قصد داشته است به هر قيمت، اين شهر را در تصرف نيروهاي خويش نگهدارد. هنگامي كه مرحله اول و دوم عمليات بيتالمقدس به پايان رسيد و رزمندگان ما در اطراف خرمشهر مستقرشدند، راديوي رژيم بعثي، ميكوشيد در تبليغات كاذب خود، حضور نيروهاي عراق را در خرمشهر به رخ بكشد تا توجيهي براي ترميم روحيه نيروهاي شكست خورده و رو به هزيمت عراق باشد. فتح خرمشهر در زماني كمتر از 24 ساعت، موجب شد كه بخش قابل توجهي از نيروهاي مهاجم عراقي به اسارت نيروهاي جمهوري اسلامي ايران درآيند. نبرد بزرگ، سرنوشتساز و غرورآفرين بيت المقدس كه براي رها سازي خرمشهر از سلطه نيروهاي مهاجم عراقي انجام شد، از دهم ارديبهشت ماه تا چهارم خرداد ما 1360 به طول انجاميد. اين نبرد حماسي علاوه بر پايان بخشيدن به 19 ماه اشغال بخشي از حساسترين مناطق خوزستان و آزادسازي خرمشهر، ضربهاي سهمگين و كمرشكن به توان رزمي و جنگ طلبيهاي دشمن مهاجم وارد ساخت. كوتاه سخن اينكه عمليات بيتالمقدس به عنوان برجستهترين عمليات پدآفندي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در تاريخ نظامي 8 سال دفاع مقدس ثبت شده است. اگر امروز در هر شهر و روستا به گلزار شهيدان گذر كنيم و تاريخ نقش بسته بر سنگرها را مرور كنيم، خواهيم ديد كه مجموعه شهيدان سوم خرداد 1360 الگويي كوچك از ملت مقاوم ايران است كه چونان سپهري پر ستاره مي درخشد. شاديهاي به ياد ماندني خودجوش و سراسري پس از آزادسازي خرمشهر نيز برگ ديگري از اين حماسه ملي بود و نشان داد كه مردم سراسر اقطار و بلاد ايران اعم از آن كه هرگز خرمشهر را به چشم ديده باشند يا نه چگونه از شنيدن خبر اين پيروزي ساعتها به دست افشاني و پايكوبي پرداختند وهزيمت دشمن اشغالگر را از خاك ميهن جشن گرفتند. سوم خرداد يك حماسه ملي است؛ اگر حضور ملت در صحنه جبهه هاي دفاع نبود، نه حماسه آن پيروزي تحقق مي يافت و نه حماسه حضور مردم در جشن پس از پيروزي. لذا به حق مي توان گفت پاسداشت فتح خرمشهر در گرو پاسداشت حضور مردمي در همه صحنه هاست.
بياد سوم خرداد سالروز حماسه هميشه تاريخ ايران ...آزادي خرمشهر مسجد جامع خرمشهر، قلب شهر بود كه ميتپيد و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود. مسجد جامع خرمشهر، مادري بود كه فرزندان خويش را زير بال و پر گرفته بود و در بيپناهي پناه داده بود و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود و آنگاه نيز كه خرمشهر به اشغال متجاوزان درآمد و مدافعان ناگزير شدند كه به آن سوي شط خرمشهر كوچ كنند باز هم مسجد جامع، مظهر همه آن آرزوهايي بود كه جز در پازپسگيري شهر برآورده نميشد. مسجد جامع، همه خرمشهر بود. خرمشهر از همان آغاز، خونينشهر شده بود. خرمشهر خونين شهر شده بود تا طلعت حقيقت از افق غربت و مظلوميت رزمآوران و بسيجيان غرقه در خون ظاهر شود. و مگر آن طلعت را جز از منظر اين آفاق ميتوان نگريست؟ آنان در غربت جنگيدند و با مظلوميت به شهادت رسيدند و پيكرهاشان زير شني تانكهاي شيطان تكه تكه شد و به آب و باد و خاك و آتش پيوست. اما… راز خون آشكار شد. راز خون را جز شهدا درنمييابند. گردش خون در رگهاي زندگي شيرين است اما ريختن آن در پاي محبوب، شيرينتر است؛ و نگو شيرينتر، بگو بسيار بسيار شيرينتر است. راز خون در آنجاست كه همه حيات به خون وابسته است. اگر خون يعني همه حيات… و از ترك اين وابستگي دشوارتر هيچ نيست پس، بيشترين از آن كسي است كه دست به دشوارترين عمل بزند. راز خون در آنجاست كه محبوب خود را به كسي ميبخشد كه اين راز را دريابد. آن كس كه لذت اين سوختن را چشيد در اين ماندن و بودن جز ملالت و افسردگي هيچ نمييابد. آنان را كه از مرگ ميترسند از كربلا ميرانند. مردان مرد، جنگاوران عرصه جهادند كه راه حقيقت وجود انسان را از ميان هاويه آتش جستهاند. آنان ترس را مغلوب كردهاند تا فتوت آشكار شود و راه فنا را به آنان بياموزد. آنان را كه از مرگ ميترسند از كربلا ميرانند. وقتي كه كار آن همه دشوار شد كه ماندن در خرمشهر معناي شهادت گرفت، هنگام آن بود كه شبي عاشورايي برپا شود و كربلائيان پاي در آزموني دشوار بگذارند… كربلا مستقر عشاق است و شهيد سيد محمد علي جهانآرا چنين كرد تا جز شايستگان كسي در آن استقرار نيابد. شايستگان، آنانند كه قلبشان را عشق تا آنجا آكنده است كه ترس از مرگ، جايي براي ماندن ندارد. شايستگان جاودانند؛ حكمرانان جزاير سرسبز اقيانوس بيانتهاي نور نور كه پرتوي از آن همه كهكشانهاي آسمان دوم را روشني بخشيده است.
| |

شهادت بزرگ بانوی اسلام ، سرور زنان دو عالم ، اسوه
پاکی و عفت ، حضرت فاطمه مرضیه (س) را به همه
جهانیان تسلیت و تعذیت عرض می کنیم .

زندگينامه حضرت فاطمه زهرا
زندگينامه چهارده معصوم عليهم السلام ص37
آية الله مظاهرى
اسم آن خانم، فاطمه است و براى آن بزرگوار هشت لقب ذكر كردهاند: صديقه، راضيه، مرضيه، زهرا، بتول، عذرا، مباركه و طاهره (1) . از بعضى روايات استفاده مىشود كه زكيه و محدثه از القاب آن خانم است و كنيه او ام ابيها است. (2)
عمر آن بزرگوار تقريبا هجده سال است. در روز جمعه بيستم جمادى الثانى سال دوم بعثتبه دنيا آمد (3) و سال يازدهم از هجرت، سوم جمادى الثانى (4) به دست گردانندگان سقيفه بنى ساعده شهيد شد.
شخصيتحضرت زهرا را با اين بحث كوتاه نمىتوان معرفى كرد و آنچه در اينجا آورده مىشود، قطرهاى از درياى فضيلت آن صديقه شهيده است.
شخصيت اسلامى از دو راه يافت مىشود: از راه نسب و از راه حسب و فضايل نفسانى. شخصيت نسبى كه اسلام آن را پذيرفته است، تحت تاثير عوامل مختلفى است: قانون وراثت، تغذيه از راه مشروع، تاثير محيط، تاثير همسر و رفيق، اولاد صالح و غيره در تشكيل چنين شخصيتى نقش دارند. زهرا سلام الله عليها از نظر قانون وراثت، پدرى چون رسول گرامى دارد كه به گفته سعدى همه مراتب انسانيت را به كمالاتش پيموده است. همه تاريكىها به جمالش روشن شده است و همه صفات او در انتهاى خوبى است:
بلغ العلى بكماله كشف الدجى بجماله حسنت جميع خصاله صلوا عليه و آله
مادرى چون خديجه دارد كه بايد گفت اسلام مرهون زحمات آن بزرگوار است. مادرى كه سه سال، مسلمانان محصور در شعب ابى طالب را اداره كرد و همه اموال خود را در اين راه خرج كرد. مادرى كه چندين سال در مكه با آن مصيبتهاى كمر شكن ساخت، و دوش بدوش رسول اكرم، اسلام را يارى فرمود و در اين راه سنگها به بدن مباركش فرود آمد، بى حرمتيها به او وارد شد، شماتتها در اين راه ديد و هرچه اين اتفاقات بيشتر مىشد، صبر و استقامت او زيادتر مىگشت.
و اما از نظر قانون تاثير غذا: مورخين نوشتهاند كه وقتى اراده حق تعالى به خلقت زهرا سلام الله عليها تعلق گرفت، پيامبر گرامى مامور شد كه چهل شبانه روز در كوه حرا به رياضت دينى پردازد. (5)
حضرت خديجه در خانه خود، از مردم گوشه گرفته و به عبادت مشغول بود و پيامبر گرامى در كوه حرا، پس از آن مدت فرمان آمد كه پيامبر به خانه بازگردد. از عالم ملكوت براى آنان غذا آوردند. سپس نور زهرا به حضرت خديجه منتقل شد.
از نظر تاثير محيط، زهرا علاوه بر آنكه در دامن مادرى فداكار، با گذشت و با استقامت، و در دامن پدرى چون پيامبر گرامى پرورش يافت، محيط زندگى او محيط پر تلاطمى بود. مكه با آن مصيبتها و حوادث ناگوار، محيط پرورش او بود. در شعب ابى طالب با آن حوادثى زندگى كرد كه اميرالمومنين در نهج البلاغه آنجا را براى معاويه چنين توصيف مىكند: «شما ما را سه سال در ميان آفتاب زندانى كرديد، به طورى كه بچههاى ما از گرسنگى و تشنگى مردند، بزرگان ما پوست گذاردند، صداى آه و ناله زنها و بچهها بلند بود...» روشن استبچهاى كه در اين چنين محيطى پرورش يابد; مخصوصا اگر مربىاى چون پيامبر گرامى داشته باشد، استقامت او، صبر او و سعه صدر او زياد خواهد بود:
ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست عاشقى شيوه رندان بلاكش باشد
زهرا سلام الله عليها از نظر همسر و مصاحب، و از نظر اولاد صالح نيز، فوق العاده است. شوهرى چون اميرالمومنين دارد كه بيش از سيصد آيه از قرآن شريف درباره او نازل شده. (6)
شوهرى كه از نظر تاريخ، قطعى است كه اسلام مرهون او است. شوهرى كه به اقرار خود اهل تسنن، عمر بيش از هفتاد مرتبه در مواقع مختلفه گفته: لولا على لهلك عمر. (7)
فرزندانى چون حسن، حسين، زينب و كلثوم دارد كه اگر نبودند، قطعا اسلام نبود و به گفته امام حسين و على الاسلام السلام (8) زهرا از نظر فرزند، ام الائمه است، سر مستودع است، مادر عصاره عالم خلقت، حضرت بقية الله عجل الله تعالى فرجه الشريف است.
و اما از نظر فضايل انسانيت، چه مىتوان گفت در حق كسى كه پيامبر گرامى (ص) كرارا دربارهاش فرموده است: ان الله اصطفيك و طهرك و اصطفيك على نساء العالمين. (9)
همانا خداوند تو را برگزيده و پاكيزه و معصوم گردانيده و تو را بر همه زنها رجحان داده است.
اگر براى فضيلت زهرا چيزى جز سوره كوثر نبود، زهرا را بس بود كه بگويد نزد خداوند افضل و برتر از عالميانم.
انا اعطيناك الكوثر فصل لربك و انحر ان شانئك هو الابتر. (10)
همانا كوثر را بر تو ارزانى داشتيم، پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى كن، به درستى كه بدخواه تو دنباله بريده است.
زهرا از نظر ايمان، راضيه و مرضيه است:
«يا ايتها النفس المطمئنة ارجعى الى ربك راضية مرضية فادخلى فى عبادى و ادخلى جنتي». (11)
«اى نفس مطمئنه! - كه به مقام شهود رسيدهاى - بيا به سوى پروردگارت خشنود شده، و داخل در زمره بندگان من شو و داخل شو در بهشت من.» ما بايد بدانيم كه القاب چهارده معصوم، كنيههاى آنان و اسماء آنان بى سبب نيست. همه آنها سر دارد. معنى ندارد زهرا، صديقه; زكيه; طاهره; محدثه و ... نباشد و به اينگونه لقبها متصف شود. اگر جبرئيل نيايد و با او محادثه نكند و به او محدثه بگويند، دروغ است: تعالى الله عما يقول غير العارفين فى حقهم، و معنى ندارد كسى محدثه باشد و ايمانش به مرتبه شهود نرسيده باشد.
زهرا از نظر علم داراى مصحف است.
از نظر روايات، كتابهايى نزد ائمه طاهرين است كه از جمله آن كتابها مصحف فاطمه سلام الله عليها است.
اين كتاب را ائمه به آن افتخار مىكردهاند و مىگفتند: علم ما كان و يكون و ما هو كائن در آن است; و به خط اميرالمؤمنين و املاى حضرت زهرا سلام الله عليهما مىباشد. (12)
زهرا از نظر زهد
شبى كه زهرا به خانه اميرالمومنين مىرفت، اميرالمومنين فرش خانهاش را از شن تهيه كرد و رسول اكرم جهازيهاى براى زهرا سلام الله عليها تهيه فرمود كه همه آن جهازيه شصت و سه درهم مىشد.
جهازيه عبارت بود از:
1- عبا 2- مقنعه 3- پيراهن 4- حصير 5- پرده 6- لحاف 7- دستك 8- بالش 9- آفتابه 10- آب خورى 11- كوزه 12- كاسه 13- آسياى دستى 14- مشك آب 15- حوله 16- پوست گوسفند.
پيامبر گرامى چون جهازيه را ديد از چشمهاى مباركش اشك جارى شد و فرمود: «خدايا اين جهازيه را كه غالب آن از گل است مبارك كن!» (13) زهرا به خانه شوهر مىرود و در وسط راه پيراهنى را كه از جمله جهازيه او است، به فقير مىدهد و با همان پيراهن كهنهاى كه داشتبه خانه اميرالمؤمنين رهسپار مىشود. (14)
شب عروسى پايان گرفت و صبح، پيامبر گرامى به ديدن زهرا آمد و هديه آورد. هديه پيامبر گرامى اين بود: على فاطمة خدمت ما دون الباب و على على خدمت ما خلفه.
كارهاى داخل خانه براى فاطمه است و كارهاى خارج از خانه براى على.
زهرا از اين هديه، ازاين تقسيم كار به قدرى خشنود شد كه فرمود:
ما يعلم الا الله ما داخلنى من السرور (15)
جز خداوند كسى نمىداند كه از اين تقسيم كار چقدر خشنودم.
عبادت زهرا
در روايات آمده است كه زهرا به قدرى روى پا ايستاد و عبادت كرد كه پاهاى او متورم شد (16) امام حسن عليه السلام مىگويد، مادرم از اول شب تا صبح عبادت مىكرد و هرگاه از نماز فارغ مىشد، به ديگران دعا مىكرد. از او پرسيدم كه چرا به ما دعا نكرديد؟ فرمود: عزيز من اول ديگران، سپس ما - الجار ثم الدار. - (17)
تسبيح حضرت زهرا سلام الله عليها بسيار با فضيلت است. امام صادق عليه السلام فرموده:
«تسبيح جدهام زهرا سلام الله عليها نزد من از هزار ركعت نماز بهتر است» . (18)
مىگويند: زهرا براى كمك، خادمهاى لازم داشت و گرفتن خادم و خادمه در آن زمان رايج و بلكه لازم بود. چون زهرا سلام الله عليها بر رسول الله وارد شد قبل از آنكه در اين مورد چيزى بگويد، پيامبر فرمود: زهرا جان مىخواهى چيزى به تو ياد دهم كه بهتر از دنيا و آنچه در آن استباشد؟ و تسبيح مشهور را به او ياد داد.
زهرا سلام الله عليها با خوشحالى تمام به خانه بازگشت و به اميرالمومنين عرض كرد با دعايى كه از پدرم صلوات الله عليه گرفتهام، خير دنيا نصيب من شده است.
سخاوت و ايثار زهرا
مفسرين شيعه و سنى اتفاق دارند كه روزى زهرا سلام الله عليها با اطرافيانش روزه بودند. در هنگام افطار فقيرى رسيد و از آنها چيزى خواست. زهرا، شوهرش، بچههايش و خادمهاش افطار خود را به آن گدا دادند. زهرا براى افطار روز بعد نانى تهيه كرد. يتيمى آمد، زهرا نان را به يتيم داد در مرتبه سوم نانى تهيه نمود اسيرى آمد و افطار خود را به او داد و بالاخره هر سه شب را بدون افطار صبح كرد و آيه شريفه نازل شد «و يطعمون الطعام على حبه مسكينا و يتيما و اسيرا. انما نطعمكم لوجه الله لا نريد منكم جزاءا و لا شكورا!» (19) «و اطعام كردند طعامى را كه دوست داشتند به مسكين و يتيم و اسير جز اين نيست كه اين كار را فقط براى خدا مىكنيم و از شما جز او سپاسى نمىخواهيم» . (20)
در خاتمه به تفسير كنيه و اسم ايشان مىپردازيم.
براى القاب زهرا، تفسيرها، تاويلها و گفتگوها چندان است كه در اين نوشته مجال بازگو كردن همه آن نيست فقط به طور فشرده به تفسير كنيه و اسم ايشان مىپردازيم.
زهرا را ام ابيها گفتهاند و اين كنيه را كه افتخارى بر آن حضرت است، پيامبر گرامى به ايشان داده است. (21)
ام ابيها به معناى «مادر پدرش» ; يعنى زهرا مادر پدر خويش است. اين كنيه معانى مختلفى دارد اما بهترين معنى همان است كه پيامبر (ص) به اين كنيه داد يعنى: «زهرا علت غايى جهان هستى است.» و اگر كسى ادعا كند كه واسطه فيض عالم هستى نيز هست، ادعاى او بدون دليل به گزاف نيست.
واما فاطمه، فاطمه را فاطمه گفتهاند و اين تسميه اسرارى دارد و همه آن اسرار از روايات بهرهمند است:
1- سميت فاطمة فاطمة لانها فطمت من الشر (22)
فاطمه، فاطمه ناميده شده است; چرا كه از شر بريده و جدا است.
اين جمله اشاره به عصمت زهرا سلام الله عليها است; زيرا مسلما معصومه است و آيه «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا» (23) درباره او است. (24)
2- سميت فاطمة لانها فطمت عن الطمث. (25)
فاطمه را فاطمه گويد زيرا بريده است از خونى كه زنها مىبينند. اين تفسير اشاره به طهارت ظاهرى زهرا سلام الله عليها است; زيرا از نظر روايات، چنانچه زهرا مطهره بود از نظر معنى، طاهره بود از خون حيض، نفاس و استحاضه.
3- سميت فاطمة فاطمة لانها فطمت عن الخلق فاطمه را فاطمه گفتند، براى اينكه بريده شده بود از خلق.
اين تفسير اشاره به مقام فنا و لقاى زهراى مرضيه است. كسى كه در دل او هيچ كس جز خدا نبود دل او فقط مشغول به خدا است.
4- سميت فاطمة فاطمة لان الخلق فطموا عن كنه معرفتها.
فاطمه، فاطمه نام گرفت; زيرا مردم از معرفت او بريده شدهاند و قدرت بر شناختحقيقت او ندارند و اين تفسير اشاره به همان مقامى دارد كه به واسطه آن مقام ام ابيها ناميده شده است.
5- سميت فاطمة فاطمة لانها فطمت هى و شيعتها عن النار. (26)
فاطمه را فاطمه گفتند; چون شيعيان خود را از آتش مىرهاند و نجات مىدهد. اين تفسير اشاره به شفاعت اوست.
6- سميت فاطمة فاطمة لان اعدائها فطموا عن حبها
فاطمه را فاطمه گفتند، چون دشمنان او بريده مىشوند ازمحبت او، و روشن است كه كسى كه محبت اهل بيت را ندارد به رو در آتش انداخته مىشود.
در حق فاطمه چه توان گفت كه پيامبر گرامى صلى الله عليه و اله و سلم چون بر زهرا سلام الله عليها وارد مىشد يا زهرا سلام الله عليها بر او وارد مىشد، چهره زهرا سلام الله عليها و دست زهرا سلام الله عليها را مىبوسيد و او را استقبال مىكرد و به جاى خود مىنشانيد. (27)
و مىفرمود: من بوى بهشت را از سينه زهرا استشمام مىكنم، ولى همين زهرا سلام الله عليها به قدرى براى ديگران متواضع است كه وقتى اميرالمؤمنين عليه السلام از او اجاره مىخواهد كه كسانى بر خانه زهرا سلام الله عليها وارد شوند، زهرا با آنكه ازاين ملاقات سختبيزار است; (28) اما چون على عليه السلام مىخواهد آن بانوى متواضع درمقابل شوهر مىگويد: خانه، خانه تو و من هم كنيز تو هستم. (29)
زنى مىآيد و از زهرا سلام الله عليها مسالهاى سوال مىكند اما چون بيمارى فراموشى دارد، ده بار برمىگردد و مساله را سوال مىكند در بار دهم از زهرا سلام الله عليها عذر خواهى مىكند و زهرا در جواب مىفرمايد: «در هر بار، پروردگار عالم به من پاداشهاى زيادى عنايت مىكند پس تكرار سوال تو عذر ندارد» . (30)
زهرا سلام الله عليها وقتى پدر بزرگوارش فضه خادمه را به او داد به دستور پدر كارهاى خانه را قسمت كرد: يك روز زهرا سلام الله عليها كارها را انجام مىداد و روز ديگر نوبت فضه بود. (31)
نبايد فراموش شود و بانوان بايد بدانند كه زهرا سلام الله عليها و همه اهل بيت عليهم السلام سرمشق زندگى ما هستند، همه بايد از پيامبر گرامى و خاندان او سرمشق بگيرند.
قرآن چنين دستور مىدهد:
لقد كان لكم فى رسول الله اسوة حسنة لمن كان يرجوا الله و اليوم الاخر... (32)
به تحقيق كه رسول خدا سرمشق استبراى كسانى كه اميد به خدا و روز جزا دارند.
ما اگر سعادت دو جهان را بخواهيم بايد پيرو رسول اكرم و اهل بيت گرامى او باشيم. بانوان اسلامى وقتى به سعادت مىرسند كه در عفت، ايثار، فداكارى، مردم دارى، شوهر دارى، خانه دارى وتربيت اولاد، پيرو زهرا سلام الله عليها باشند.
صاحب وسايل الشيعه در جلد دوم وسايل قضيهاى از زهرا سلام الله عليها نقل مىكند كه همه مخصوصا بانوان اسلامى بايد به آن توجه داشته باشند.
مضمون همه روايات چنين است: «فضه خادمه در روزهاى آخر عمر زهرا، سلام الله عليها او را مهموم و مغموم يافت. علت را پرسيد زهرا گفت: «چون جنازه مرا بلند مىكنند حجم بدن من نمايان است و نامحرم حجم بدن مرا مىبيند.» فضه مىگويد شكل عمارى را براى زهرا رسم كردم و گفتم: در عجم رسم است افراد باشخصيت را در عمارى مىگذارند. زهرا شاد شد، تبسم نمود و وصيت كرد كه جنازه او را در عمارى بگذارند.
همه مىدانيم كه وصيت مؤكد كرد كه اميرالمؤمنين عليه السلام او را شب غسل دهد و كفن و دفن كند و كسى را هم خبر نكند. (33)
پىنوشتها:
1- مناقب ج 3، ص 133 و 133- بحار الانوار ج 43 ص 16
2- مناقب ج 3، ص 133 و 133- بحار الانوار ج 43 ص 16
3- شيخ مفيد (ره) در حدائق الرياض، مصباح كفعمى (ره) 4- دلائل الامة طبرى شيعى از امام صادق عليه السلام نقل كرده است.
5- بحار الانوار ج 6- بيت الاحزان محدث قمى (ره)، ص 5
6- خطيب بغدادى در تاريخ خود ج 6 ص 221 و ابن حجر در صواعق ص 76، شبلنجى در نورالابصار ص 73 از ابن عسكر از ابن عباس: در كتاب خداى تعالى براى هيچ فردى، آنقدر كه در فضيلت على عليه السلام نازل شده، آيه نازل نشده است.
7- سنن بيهقى ج 7 ص 442، رياض النضره ج 2 ص 196
8- مقتل خوارزمى ج 1 ص 184- لهوف ص 20
9- مناقب ابن شهر آشوب ج 3- امالى صدوق سوره كوثر.
10- سوره كوثر.
11- فجر آيات 27 تا 30.
12- اصول كافى ج 1 بصائر الدرجات.
13- امالى شيخ طوسى / 5 ج 1، ص 39
14- صفورى شافعى در نزهة المجالس ج 2 ص 226.
15- قرب الاسناد - منتهى الامال ج 1.
16- بحار ج 43 ص 84- منتهى الامال ص 161.
17- كشف الغمه ج 2 س 25 و 26- بحار ج 43 ص 81 و 82.
18- وسائل الشيعه ج 4 باب 9 ص 1024.
19- سوره دهر/ (انسان) آيه 7 و 8.
20- امالى صدوق ص 212- 216- تفسير كشاف تاليف جار الله زمخشرى.
21- مقاتل الطالبين، كشف الغمه
22- مناقب ابن شهر آشوب ج 3 ص 230.
23- احزاب/43.
24- سيوطى در المنثور ج 5 ص 198 زمخشرى در كشاف ج 1 س 193 و . . .
25- مناقب ابن شهر آشوب ج 3 ص 330.
26- بحار الانوار ج 10.
27- الامامة و السياسة ج 1 ص 14 علل الشرايع صدوق /5.
28- ترمذى و ابن عبد ربه در عقد الفريد ج 2 ص 3 مناقب ابن شهر آشوب ج 3.
29- علل الشرايع.
30- بحار الانوار كتاب العلم.
31- بحار ج 43 ص 28- بيت الاحزان ص 20.
32- احزاب آيه21.
33- روضه الواعظين.
منبع : اینترنت


|
|
|
امام حسن عسكري |
امام حسن عسكرى، فرزند امام هادى(عليه السلام)، در روز هشتم ربيع الثّانى يا 24 ربيع الاوّل سال 232 هجرى قمرى در مدينه به دنيا آمد.
نام مادر گرامى آن حضرت را، سوسن و بعضى «سليل» و «حُدَيْث» نيز گفته اند.
او در هشتم ربيع الاوّل سال 260 هجرى قمرى با توطئه معتمد خليفه عبّاسى در شهر سامرّا، در 28 سالگى به شهادت رسيد.
آن حضرت بعد از شهادت پدر بزرگوارش در 22 سالگى به مقام امامت رسيد.
برنامه و مواضع او به عنوان مرجع فكرى شيعيان قلمداد گرديد و مصالح عقيدتى و اجتماعى آنان را كاملاً مراعات مىكرد.
در عصر آن حضرت، دشوارى ها و گرفتارى هايى پيش آمد كه از قدرت عبّاسيان كاست، تا جايى كه موالى و تركان بر حكومت دست يافتند، ولى فشار و شكنجه و آزار نسبت به امام و يارانش تخفيف پيدا نكرد.
متوكّل او را به زندان انداخت، بىآن كه سبب آن كار را بگويد! عبّاسيان تلاش مىكردند كه امام عسكرى(عليه السلام) را در دستگاه حكومت وارد كنند تا پيوسته مراقب او باشند و او را از پايگاه هاى خويش و از ياران و پيروانش دور سازند.
آن حضرت نيز مانند پدر بزرگوارش ناچار شد در سامرّا اقامت كند و زير نظر باشد.
مواضع علمى امام عسكرى(عليه السلام) در پاسخ هاى قاطع و استوار در مورد شبهه ها و افكار كفرآميز و بيان كردن حقّ، با روش مناظره و گفتگوهاى موضوعى و مناقشه ها و بحثهاى علمى، روز به روز شخصيّت آن حضرت را بارزتر نشان مىداد و مؤمنين را به شخصيّت مكتبى و فكرى خود مجهّز مىنمود و از طرفى پايدارى و ايستادگى آنان را در برابر جريانهاى فكرى خطرناك تضمين مىنمود.
كِنْدى (ابويوسف يعقوب بن اسحاق) فيلسوف عراقى در زمان امام(عليه السلام)، به زعم خود، پيرامون متناقضات قرآنى به خيال خود، كتابى تدوين كرد، امام عسكرى(عليه السلام)به وسيله بعضى از منسوبانِ به حوزه علمى او، با او تماس گرفت و كوشش او را با شكست رو به رو كرد و كِنْدى را قانع نمود كه در اشتباه بوده است، كِنْدى توبه كرد و اوراق خود را سوزانيد.
امام(عليه السلام) بيانات علمى قابل توجّهى در باب خلق قرآن براى ابوهاشم جعفرى ايراد فرمود و نيز مطالبى ارزشمند درباب تفسير قرآن از او نقل شده است.
براى امام عسكرى(عليه السلام) از مناطق گوناگون اسلامى كه پايگاه هاى مردمى او آنجا بود، به وسيله نمايندگانش كه در آن مناطق پراكنده بودند، اموالى فراهم مىآمد، و امام با دقّت بسيار و با روش هاى گوناگون می كوشيد تا آن اموال را كاملاً از چشم دولتيان بپوشاند و پنهانى به مصرف رساند.
دولت عبّاسى در برابر ياران امام(عليه السلام) و در پاگاه هايى كه پشتيبان او بودند، قاطعانه و بیرحمانه ايستادگى میكرد و براى از ميان برداشتن خطّ مشى و برنامه امام و پراكنده كردن و وادار كردن ياران او كوشش هاى فراوان به عمل آورد.
ز کوی یـــــــــــــــــار می آید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد جویی چراغ دل برافروزی
نوروز باستانی ، شکوه آریایی بر همگان مبارک
عید نوروز چگونه شکل گرفت

انسان، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.
پیدایش جشن نوروز
جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.
در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».
روایت های اسلامی درباره نوروز
آورده اند كه در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین كه پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید كه این چیست؟ گفتند كه امروز نوروز است. پرسید كه نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسیدند عسكره چیست؟ فرمود عسكره هزاران مردمی بودند كه از ترس مرگ ترك دیار كرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده كرد وابرها را فرمود كه به آنان ببارند از این روست كه پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را میان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزی بر ما نوروز بود.
و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس كه گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است كه ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یكدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند كه این بزرگداشت نوروز به علت امری كهن است كه برایت بازگو می كنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است كه خداوند از بندگان خود پیمان گرفت كه او را بپرستند و او را شریك و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزی است كه كشتی نوح در كوه آرام گرفت. همان روزی است كه پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از كعبه به زیر افكند. چنان كه ابراهیم نیز این كار را كرد. همان روزی است كه خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت كنند. همان روزی است كه قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می كنند و همان روزی است كه قائم بر دجال پیروز می شود و او را در كنار كوفه بر دار می كشد و هیچ نوروزی نیست كه ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.
در آغاز سال نوآوری و شکوفایی میلاد پر از مهربانی خاتم پیغامبران حضرت محمد (ص) و شهریار مذهب جعفری امام صادق (ع) نویدبخش بهترین شکوفایی هاست ، این دو فخر بر همه ی شما مبارک باد
![]() |
اگر زمانی قرار میشد به دوران جاهلیت برگشت و زنده به گور شدن دختران و پرستش مشتی بت که از جنس خاک و گل است را دید و یا شاهد اعمال کور کورانه انسانهای جاهل بود در این میان حضور نوری که بتواند آنچنان تابیدن گیرد که عالمی را تکان دهد خالی بود و نبود آن کاملا احساس میشد هر چند که با وجود آن همه نادانی, افرادی بودند که خود و زندگیشان را آماج این منجلاب قرار ندادند و تسلیم خدای محمد(ص) شدند .آری در این میان فرزندی پاک که آینده اش با غار حرا محل تلاقی عشق و پاکی رقم خورده بود از وجود زلال پدر و مادری خدا پرست در سرزمین مکه پا به عرصه وجود گذاشت و روز تولد او زمین و آسمان غرق در شور و نشاط شدو کهکشان برای میلادش جشنی از نور گرفت. و نام این فرزند از سلاله معرفت جز نامی به زیبایی محمد(ص) نمیتوانست باشد. محمد آمد تا روزی پیام آور خدایش شود و جهانی را از ظلمت و تاریکی رهایی بخشد.
آری خداوند با آفرینش محمد در روزی از روزهای سال عام الفیل هفدهم ماه ربیع الاول, فرزندی پاک و پیام آور صلح و دوستی را به عالمیان معرفی کرد تا باز هم اثر عظیم دیگری از خود بر تارک هستی ببخشد و با قدوم مبارکش بر این دنیا خاندانی را رهبری کند که یافتن این خانواده در تمام دنیا نایاب است.
محمد سالها در دل کوهی می نشست و به آثار صنع پروردگارش می نگریست و شکر او را به جای می آورد تا روزی نوایی دلنشین محمد را فرا خواند و او را از رازی عظیم آگاه کند و از جانب حق محمد(ص) پیامبر گردد و مسئولیتی بس سنگین بر دوش او نهاده شود.آری فرشته مقرب الهی به بنده صالح خدا روزی امر کرد تا بخواند
اما محمد یارای خواندن نداشت آخر محمد نمیتوانست بخواند.و محمد به امر حق هم توانست بخواند هم بنویسد و عالمی را با آنچه بر عهده گرفته بود که به انجام برساند متحول کند.
آری خداوند در دل این فرزند پاکش امانتی به یادگار گذارد تا روزی این امانت را به یاد بنده مصلح خود بیاورد و این امانت همان معجزه ای شد برای محمد و خداوند کلامی زیبا از نفس حق خود بر لبان محمد جاری ساخت و خداوند کتابی را به محمد هدیه کرد تا نام این کتاب روزها ماهها سالیان سال زمزمه عالمی را پر کند وهمه در شگفت کلام این اعجاز الهی سر در گریبان فکر و اندیشه ببرند و آنچنان الفاظ و سخنان نابی از دل آن بیرون آورند که در هیچ کتاب و نوشته ای در عالم نتوان یافت.
خدا محمد را آفرید تا دینی بسیار زیبا و کامل را به دنیا نشان دهد و الفاظ خودرا در دل قرآن جای داد تا محمد امین پیام آور آن شود و جهان هنوز از رازهای زیادی در آن بی خبر است .
سالها بعد درچنين روزي يعني هفدهم ربيع الاول با تولد فرزندش جعفر زمين را متبرك و باز هم اثر عظيم ديگري از خود بر تارك هستي بخشيد.
ايشان ششمين امام شيعيان , لقب مشهور ش صادق است القاب ديگري نيز دارد كه از آن جمله مي توان به صابر, طاهر , محقق و فاضل اشاره كرد.
السلام عليك يا رسول الله(ص). السلام عليك ايهالصادق (ع) يابن رسول الله .
















